نامه ی بیننده ای از وبلاگ زیرخرقه:
آقای نیما سینا
سلام با تشکر از موضوعات ضروری در رابطه با تصوف که کمتر به آن پرداخته اند. یکی از افرادی که شاید نیم قرنی هست به طور جهت دار از تصوف دفاع می کند و این روزها در ارتباط با گروهک گنابادی سعی دارد کاری کرده باشد مدعی است علت مخالفت با ما برسر عشریه است درصورتی که در کتاب وافی روایتی داریم که خمس در زمان غیبت بخشیده شده است. خواستم راهنمایی کنید.
با تشکر
نعمت
به نام خدا
سلام علیکم.
خوشحالم خوانندگانی ضرورت موضوعاتی درباره ی تصوف را تشخیص داده و این کمبود را دنبال می کنند. درمورد موضوع بخشودگی خمس در ایام غیبت،باید به موضوعاتی توجه داشت تا بطلان چنین عقیده ای معلوم شود:
1- اولا عالمان عالی رتبه شیعی پیرامون وجوب آن تحقیقات جامعی در این زمینه داشته و دارند.
2- اگر روایتی که فرقه گنابادی به آن استناد می کند صحیح الصدور بود،حضرات فقهاء مساله بخشودگی خمس در ایّام غیبت را مورد توجه قرار می دادند؛که به آن اعتنایی نداشته،بلکه رد کرده اند.
3- روایاتی از معصومین -علیهم السلام- در کتبی که نام می بریم وارد است:
وافی: 6/273 ، 276 ، 277 استبصار: 2/54، سفینه البحار: 1/428 ،بحارالانوار: 93/186 ،وسائل: 4/378 ، 6/25 ، 26 ، 4/337 جامع احادیث الشیعه علامه فقیه بروجردی: 8/529 ، 8/533 ، 8/539 ، 8/544 ، 8/546 ، 593 ، 597 ، 595 من لا یحضره الفقیه: 3/189 ،اصول کافی: 2/625
حتی علامه مجلسی،توقیع شریفی را از ناحیه مقدسه آورده اند که به خط مبارک است:
بسم الله الرحمن الرحیم. لعنت و نفرین خدا و فرشتگان و همه مردم برکسی باد که به مقدار درهمی از مال ما –خمس- را که بر وی حرام است حلال شمرده و بخورد.( بحارالانوار 93/185 )
4- اینکه به روایت وافی استناد کرده اند،به طوری که از نظر گذشت روایات معارض آن روایت آورده شد و تشخیص صحت و سقم آن با حضرات فقهاء است.
5- علاوه اگر وابستگان به گروهک گنابادی همانطور که مدعی تقلید و تبعیت از فقهاء هستند،حقیقتا از مجتهدی تقلید می کنند،باید به حُکم آن مجتهد رجوع نموده تابع باشند؛نه به روایتی که قادر به تشخیص صحت و سقم آن نیستند. اینگونه شواهد که کم هم نیست،دلالت می کند مساله تقلید درمیان این گروهک،ادعایی بیش نیست.
6- علاوه سلطان حسین تابنده مدعی است وجوه شرعیه می پرداخته (خورشید تابنده: 605 و 579) و حتی می نویسد اتباع فرقه هم خمس می دادند (خورشید تابنده: 551) پس ادعای این فرد اگر با اطلاع از تزویر و نیرنگ سلطان حسین،در حقیقت ادعای بی اصل و اساس اوست،ما را حرفی نیست؛ولی اگر واقعا سلطان حسین در دو ادعایی که اشاره شد صادق بوده است،حتما فردی که به روایت وافی استناد کرده،مغرض و درویش تر از رئیس گروهک است است که ......
7- موضوع دیگر بدعت عشریه با اصطلاح « مکفی از خمس است » که ملاسلطان گنابادی گذاشته است،دلالت براین دارد نامبرده وجوب خمس را قبول کرده که عشریه را مکفی ازآن دانسته است. (مولف کتاب درکوی صوفیان بحث خوبی پیرامون عشریه و خمس دارد؛به آن رجوع بفرمائید.)
پایان
** دانلود کل مقاله **
+ نوشته شده توسط نیما سینا در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت
2:6 |